مهربانو

طبقه بندی موضوعی

۶۰ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

به آرامی آغاز به مردن می ‌کنی

اگر سفر نکنی،

اگر کتابی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

 

به آرامی آغاز به مردن می ‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

 

به آرامی آغاز به مردن می ‌کنی

اگر برده‏ ی عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …

اگر روزمرّگی را تغییر ندهی

اگر رنگ ‏های متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

 

تو به آرامی آغاز به مردن می ‏کنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی ‌دارند،

و ضربان قلبت را تندتر می‌ کنند،

دوری کنی . . .

 

تو به آرامی آغاز به مردن می ‌کنی

اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ ات

ورای مصلحت ‌اندیشی بروی . . .

 

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!

نگذار که به آرامی بمیری

شادی را فراموش نکن… .

 

 

پ ن : 

شعر از پابلو نرودا / ترجمه احمد شاملو

پ ن :

خیلی وقت بود با لب تاپ کار نکرده بودم ؛

تقریبا از زمانی که شرایط کارم عوض شد ...

به نظرم  #گاه ی خوبه که موبایل نداشته باشیم.

خوشبختانه جای حروف روی کیبورد رو یادم نرفته بود و هنوز بلدم بتایپم.

 

 

مهر بانو

اگرچه بافتنی نیست راه ِتا تو رسیدن
به جز خیال، ولی کار ِدیگری که ندارم

 

پ ن :

سجاد رشیدی پور
 

مهر بانو

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

 

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

 

...

جای خالی رو پر کنید

مخصوصا جای خالی من را  : )

 

پ ن : الحمد لله الذی خلق الحسین علیه السلام

 

 

مهر بانو

درد دل پیش که گویم غم دل با که خورم

روم آنجا که مرا محرم اسرار آنجاست

 

پ ن : سعدی

 

 

مهر بانو

بیشتر بین عاشقان علی 

حرف سلمان و مالک است ؛ ولی

رقص خرما فروش بر سرِ دار

دل ِ ما را همیشه آب کند

 

پ ن : 

قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:

مَنْ أَحَبَّنَا کَانَ مَعَنَا یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلا أَحَبَّ حَجَرا لَحَشَرَهُ اَللَّهُ مَعَهُ.

رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله فرمود :

هر که ما را دوست بدارد روز قیامت با ما است 

و چنانچه شخصى سنگى را دوست بدارد،

خداوند او را با آن سنگ محشور خواهد کرد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج ۱، ص ۱۵۵

مهر بانو

الحقُ سِلاحی و أُقاوِم

أنا فَوقَ جِراحی سَأُقاوِم

 

أنا لَن أَستَسلِمَ لَن أرضَی

وَ عَلَیکَ بِلادی لا أُساوِم

 

بیتی هُنا أَرضی هُنا

البحر السهل النهرُ لنا

 

و کَیفَ بِوَجهِ النّارِ أُساوِم

سَأُقاوِم

 

حق سلاح من است  و مقاومت می کنم

من با وجود تمام زخمهایم مقاومت خواهم کرد

 

من هرگز تسلیم و راضی نمی شوم

و در مورد تو وطنم سازش نمی کنم

 

خانه ام اینجاست ، سرزمینم اینجاست

دریا خشکی و رود مال من است

 

چگونه رو در روی آتش و جنگ سازش کنم؟

مقاومت خواهم کرد

 

پ ن : 

اجرای “الحق سلاحی” جولیا بطرس لبنانی

اگه دوست داشتید ببینید و بشنوید …

https://www.aparat.com/v/m6682kk

 

 

 

مهر بانو

شب فراق که داند که تا سحر چندست
مگر کسی که به زندان عشق در بندست

.
گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانندست؟

.
پیام من که رساند به یار مهرگسل
که برشکستی و ما را هنوز پیوندست

.
قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست
به خاک پای تو وان هم عظیم سوگندست

.
که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
هنوز دیده به دیدارت آرزومندست

.
بیا که بر سر کویت بساط چهرهٔ ماست
به جای خاک که در زیر پایت افکندست

.
خیال روی تو بیخ امید بنشاندست
بلای عشق تو بنیاد صبر برکندست

.
عجب در آن که تو مجموع و گر قیاس کنی
به زیر هر خم مویت دلی پراکندست

.
اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند که پیراهنت گل‌آکندست

.
ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دست‌ها که ز دست تو بر خداوندست

.
فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوندست

.
ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق
گمان برند که سعدی ز دوست خرسندست

.

پ ن : میگه : ببین چه شعری پیدا کردم ... و توی واتس اپ برام میفرسته.

دروغ چرا؟ هنوز شعرای سعدی رو دوست دارم

ولی دیگه مث‌ قبل تو فاز شعر نیستم.

 

پ ن : یه روز که مزون نبودم خ.م جام نشسته بوده و شعر می خونده ؛

م.جون میگفت گفته :

جای خانوم میم _یعنی من _یه جوریه انگار آدم حس شعر گفتنش میاد.

سرِ کار هم همه فهمیدن من و شعر یه ارتباطی باهم داریم ؛)

 

 

مهر بانو

مامان ر.م بهش زنگ زده بود که برای روز مادر دعوت کنه بریم اونجا ؛

گفتم گل پسر امتحان داره بگو آخر هفته -یحتمل پنج شنبه- میاییم .

به ر.م گفتم چون سلیقه مامانت خاصه براش کارت هدیه بگیر تا خودش هرچی دوست داره بخره ؛

گفت نه !

مامان گفته :

هیچی نمیخواد بگیرید ؛ همین که منو بردی کربلا خیلیه و ...

گفتم : نه! براش کارت هدیه با مبلغ *** بگیر.

امروز که از سر کار اومد کارت هدیه گرفته بود.

کارت رو داد به من و گفت  : به خاطر شما گرفتم وگرنه به نظر من لازم نیست.

گفتم : آدم فقط یه مادر داره ؛ فقط یه روز تو سال روز مادره ؛

راه دوری نمی ره برای مادرت کاری بکنی.

دیگه چیزی نگفت.

؛)

 

پ ن : اگه  مادر دارید قدرشو بیشتر بدونید . 

پ ن : خدا به همه مادرها سلامتی و عمر با عزت بده./ آمین

پ ن :

تنها به این دلیل که تنها خدا یکی ست ، در آینه برای تو مانند آفرید

بی شک تو را برای کسانی که در زمین ، تصویری از بهشت بخواهند آفرید

 

 

 

 

مهر بانو

دقایقی ز زمانه هنوز در پیش است

که از سراسر بگذشته ارزشش بیش است

 

پ ن : عباس غازی

 

مهر بانو

یه وقتایی آدم دوست داره یه چیزایی رو تعریف کنه

درد دل کنه

اصلا خاطره بازی کنه

اما خب نمیشه انگار

یا حرفش نمیاد یا میترسه حرفش هدر بشه

یا اصن نمی دونه طرفش کیه -اهله یا نا اهل -

 

پ ن :

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر

من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش..!

 

پ ن : حس میکنم یه کم رفت و آمدام اینجا زیاد شده :l

 

مهر بانو