مهربانو

طبقه بندی موضوعی

تا حالا شده شب بخوابید صبح پاشید ببینید یکی دیگه شدید؟

مث تو قصه ها و فیلماست.

صبح که پاشدم گل پسر بهم گفت مامان چرا اینجوری شدی؟

یه چیزی تو مایه های اردک شده بود قیافه م.

روز قبل لبم کمی متورم شده بود و تصورم این بود که تبخاله ولی حالا صورتم هم  درگیر  و بی حس شده.

با پرس و جوها و پی گیری های همسرجان متوجه شدیم اسمش آنژیو اِدِم هست.

شبیه اینایی شدم که پروتز تو لبشون میذارن و قیافشون عجیب میشه.

فعلا دارو خوردم تا ببینم چه میشود. هوم؟

 

پ ن : اینجور وقتا فکرای زیادی میاد تو سرم ... خیلی هم خوبه.

پ ن : پناه بر خدا.

 

 

 

 

مهر بانو

م.ب از اون آدماییه که خییییلی انرژی مثبتی داره و اثر این انرژی روی من فووووق العاده زیاده؛ انقدر که ممکنه تا یه هفته منو شارژ کنه. دیدن موفقیتهاش برام دوستداشتنیه و آرومم میکنه. شاید آدمایی باشن که حسودیشون بشه یا براشون ناراحت کننده باشه ولی من عمیقا خوشحال میشم و براش آرزو میکنم روز به روز موفق تر بشه.

قراره به زودی برای سومین بار مادر بشه. امیدوارم هم خودش هم نی نی کوچولوش سالم باشن و عاقبت بخیر بشن .

 

پ ن : امروز عید فطر بود ؛من معتقدم اون روزی عیده که آدم بتونه نگاه خدا رو به خودش حس کنه.

پ ن : عیدتون مبارک : )

 

 

مهر بانو

تا حالا نشده بود انقدر از هم دور باشیم

فوق فوقش 15 روز نه دیگه انقدر ...

برام سخت بود ؛

برای بچه ها هم.

شاید اگه عکسشو نمیداد یادم میرفت چه شکلی بوده...

شاید یادش رفته باشه چه شکلی ام...

یه وقتایی غصه م میشه

 

پ ن : خسته ام ...

 

 

 

مهر بانو

داشتم فراموش میکردم

حس از خود بی خود شدن با شعرهای سعدی را

دیوانگی های شعر خواندن را

دلدادگی و دلسپردگی را

که رادیو خط همه چیز را زنده کرد ...

 

پ ن : تو را چه غم که یکی از غمت به جان آید*

 

*آخرین پست رادیو خط در اینستاگرام / سعدی

 

مهر بانو

بالاخره سفارش خ.م تموم شد تا بفرسته فرانسه برای عروسش.

کار وقتگیری بود ولی وقتی تموم شد و نگاهش میکردم خستگیم در رفت.

این روزا زیاد به ر.د فکر میکنم ؛

به اینکه خیییییییلی سخته که دیگه آغوش مادرش براش باز نیست ؛

به اینکه دیگه مادری توی خونه شون نیست تا با شنیدن صداش دردای دلش آروم شه ؛

سخته....

خدا سایه مادرها رو بالای سر بچه هاشون نگه داره ...

فردا شب هفت بابابزرگه.  خدا رحمتش کنه. مرد خوش اخلاق و مهربونی بود.

با م هماهنگ کردم تا صفحه اینستاگرام کارمون رو راه بندازه. عکسایی که گرفته بود خوب شده بود.

انصافا هرجا برای بسته بندی کار رفتم خوششون اومد و تعریف کردند.

امروز تو بهشت با ف.ت حرف زدم و گفتم برای من هم وساطت کنه ؛ شاید من هم حاجت روا شدم ...

 

پ ن : شاخه های گل نهادن بر مزار من چه سود؟  در زمان بودنم یک شاخه گل دستم بده

پ ن : روز مادره.  مبارک باشه.

 

 

مهر بانو

آدم نمیدونه به بعضیا چی بگه...

برداشته تو صفحه ی اینستاش یه صفحه ی سیاه گذاشته

زیرشم توی کپشن نوشته هیچ روزی برام انقد سخت نبوده.

یعنی قلبم اومد تو دهنم. بهش توی پی وی گفتم چی شده؟حال مامانت چطوره؟

گفت دوباره بردنش آی سی یو ...

تا چند دقیقه حالم واقعا بد شد....

یکی نیست بگه آخه بچه این عکس سیاه چیه گذاشتی؟

 

پ ن : اللهم اشف کل مریض.

پ ن : همیشه خدا هست ؛ بهتر از ما به صلاحمون آگاهه. باید همه ی امور رو به خودش بسپاریم.

پ ن : من نرم آی سی یو خوبه... والا به خدا ... این چه طرز خبر دادنه ... ایششششش ...

 

 

 

 

مهر بانو

بعد از برفی که اومد و برف بازی دیروز امروز به سختی از خواب بیدار شدم.

تا بعداز ظهر خیلی حس کار کردن نداشتم ولی عصر انگار انرژی بالقوه درونیم بالفعل شد و

کلی از کارهای عقب مونده م رو انجام دادم. 

م.ص اسمس زده بود که برای سفارشش به حسابم پول واریز کرده.

م  لوگو هایی رو که طراح اتود زده بود برام فرستاده بود ببینم و

از همه هیجان انگیز تر اتفاقی بود که من ازش بی خبر بودم و اون مزدوج شدن پ.ص بود.

بهش پیام دادم که یه کتک طلبت؛ نمیگی شاید من اینترنت ندارم ...

واقعا خوشحال شدم براش.

فردا به امید خدا سفارشهای م رو حاضر میکنم.

هنوز کلی کار مونده که اگه عمری بود باید انجام بدم.

 

پ ن : بعد از خوابی که اخیرا دیدم و البته شنیدن تعبیرش فهمیدم مرگ خیلی هم دور نیست.

پ ن : به نظرم رنگ و آهنگ زندگی عوض شده. :) الحمدلله.

 

 

 

 

مهر بانو

حضرت امیرالمؤمنین  علی علیه السلام می فرماید: وقت هر انسان مؤمن سه قسمت است:

  یک وقت و ساعتی که برای مناجات و دعا و عبادت است ؛

  یک وقت و ساعتی که برای کسب معاش و در آمد است ؛

  یک وقت و ساعتی که برای تفریح و استفاده از لذتهای حلال است ؛

و انسان عاقل جز در این سه مورد، وقت نمی گذارد : یا کسب معاش یا قدم نهادن برای معاد و آخرت و یا لذت بردن در غیر حرام.

 

پ ن : قَالَ امیرُ المومنین علی علیه السلام :

 لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ فَسَاعَةٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ یَرُمُّ مَعَاشَهُ وَ سَاعَةٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ بَیْنَ لَذَّتِهَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ وَ لَیْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَةٍ فِی مَعَادٍ أَوْ لَذَّةٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّم‏ /نهج البلاغه کلمات قصار ش 390.

 

 

 

مهر بانو

9

حس می کنم وقتم خیلی کمه ؛

وقتی که بتونم راحت ، با آرامش و بدون دغدغه روی کارم متمرکز  بشم ؛

وقتی که مال خودم باشه.

گاهی وقتا از اینکه باید بر اساس برنامه اطرافیان برنامه های خودم رو تنظیم کنم عصبی میشم.

با م.ب تلگرامی حرف زدم..

گفت به سوال م.ص تو گروه جواب ندادی.

گفتم بنا به ضرورت میام تلگرام و سوالشو ندیدم.

اگه وقت داشته باشم یا توی اینستاگرام هستم یا پینترست ؛ اونم بیشتر برای پیشبرد کارمه.

جالبه که دیگه حوصله ی نت رو هم ندارم.

برام درد دل کرد ؛ من هم.

گفت یه سفارش هایی رو براش آماده کنم.

دیروز تو  آموزشگاه ورکشاپ داشتیم. به نظر من فوق العاده بود. کلی بهم انرژی داد.

همش فکرم مشغول اینه که یه روزی بتونم یه جا به دور از آمد و شد ِ این و اون بشینم و به کارهام برسم.

م امروز قرار داشت. دیشب باهم حرف زدیم ؛ نظرم رو پرسید ؛ گفت هنوز برای لوگو جوابی نداده. ...

قرار شد لوگوی کار من هم بره برای طراحی.

تا خدا چی بخواد.

 

پ ن : یه وقتایی حرفم نمیاد ؛ شاید هم لزومی نداره  حرفم بیاد.

پ ن : قهوه م داره سرد میشه دیگه  : )

 

 

 

 

مهر بانو

8

أعوذُ بِاللهِ مِن الشَّیطانِ الرَّجیم

بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم

 

هُوَ اللهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ (22)
هُوَ اللهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ (23)

هُوَ اللهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَی یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ‏»(24)
 

امام حسن علیه‏ السلام فرمودند: هر کس چون صبح کند و سه آیۀ آخر سوره حشر را بخواند و در آن روز بمیرد، مهر شهدا بر پرونده ‏اش خواهد خورد، و چون شب کند و بخواند و در آن شب بمیرد، نیز ممهور به مهر شهدا می‏شود.

 

پ ن : منبع : الدر المنثور ج 2 ص 202 / بحارالانوار ج 92 ص 310

 

مهر بانو