مهربانو

طبقه بندی موضوعی

بالاخره سفارش خ.م تموم شد تا بفرسته فرانسه برای عروسش.

کار وقتگیری بود ولی وقتی تموم شد و نگاهش میکردم خستگیم در رفت.

این روزا زیاد به ر.د فکر میکنم ؛

به اینکه خیییییییلی سخته که دیگه آغوش مادرش براش باز نیست ؛

به اینکه دیگه مادری توی خونه شون نیست تا با شنیدن صداش دردای دلش آروم شه ؛

سخته....

خدا سایه مادرها رو بالای سر بچه هاشون نگه داره ...

فردا شب هفت بابابزرگه.  خدا رحمتش کنه. مرد خوش اخلاق و مهربونی بود.

با م هماهنگ کردم تا صفحه اینستاگرام کارمون رو راه بندازه. عکسایی که گرفته بود خوب شده بود.

انصافا هرجا برای بسته بندی کار رفتم خوششون اومد و تعریف کردند.

امروز تو بهشت با ف.ت حرف زدم و گفتم برای من هم وساطت کنه ؛ شاید من هم حاجت روا شدم ...


پ ن : شاخه های گل نهادن بر مزار من چه سود؟  در زمان بودنم یک شاخه گل دستم بده

پ ن : روز مادره.  مبارک باشه.



مهر بانو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی