دیروز اولین سالگرد آقا سید بود.
اوایل هفته مامان زنگ زده بود و بهم خبر داده بود.
خدارو شکر صبح کلاس ساختمان شماره ۱۴ نداشتیم و
من استرس زمان بندی کارهام کمتر شده بود.
صبح کمی از امور روزمره رو انجام دادم و بعد
گل دختر رو بردم کلاس و خودم رفتم خونه مامان اینا.
به مامان پیشنهاد دادم بریم پیش منیرجون.
اول یه کم نه و نو کرد ولی بعد
با حمایت های اردیبهشتی دوست داشتنی قبول کرد.
گفت سنسی داره میاد اونجا و کسی خونه نیست
اما قبل از رفتن ما بابا اومد وما با خیال راحت رفتیم.
اونجا بودیم که سنسی زنگ زد و پرسید کی بر می گردیم
گفت من شیفتم و باید زود برم
گوشی رو دادم با مامان حرف بزنه.
کارمون که تموم شد برگشتیم خونه مامان اینا ؛
سنسی هنوز اونجا بود
بابا بهش گفت سالگرد آقا سیده
گفت اونم میاد
رفتیم مسجد.
مجتبی پسر کوچیکه آقا سید تو حیاط مسجد بود
به استقبالمون اومد
نمی دونم چطور شناختمون
بیشتر از ۲۰ سال گذشته ...
خودش که خیلی عوض شده بود.
من و مامان رفتیم تو قسمت خانم ها.
واااای عاطفه - دختر آقا سید و هم بازی بچگی من -
همون شکلی بود
و محبوبه خانم - همسر آقا سید - ...
با عاطفه نشستیم و به یاد اون روزا ، خاطره هامون رو مرور کردیم .
گفت حال و هوای کوچه و همسایه ها خیییلی عوض شده
گفت دو سه بار قرآن پاره کردند و ریختند تو حیاطشون
گفت بخاطر مامانم اونجا هستیم وگرنه خونه رو عوض می کردیم.
کلی خاطره بازی کردیم
و بعد مامان اینا رو برگردوندم خونه.
چند دقیقه بعد ر.م اومد.
باید می رفتیم خونه آقای دال ؛
سالگرد خ.ل بود.
من حدس زدم جلسه مثنوی خوانی شون هم باشه
که حدسم درست بود.
مثل همه این جلسات
همسر ر.د با خوندن قرآن جلسه رو شروع کرد
و بعد ع.ب شروع به سخنرانی کرد.
در مورد مجذوب سالک و تفاوتش با سالک مجذوب توضیح داد.
فرق بین دعا وسوال رو گفت
و بعد هرکس سوال داشت پرسید.
بعدشم ر.د شام حاضر کرد .
الویه و آش شله قلمکار.
نی نی هم تقریبا کل وقت گریه می کرد.
ف.م به بچه های دهه شصتی پفک اشی مشی داد.
من پفک خودمو باز و به همه تعارف کردم.
شوهرخاله ها پایه نبودند و بقیه اغلب دستمو رد نکردند.
و پایان ِ به نظرم هشتمین سالگرد خ.ل.
پ ن :
روح همه درگذشتگان شاد باشه.
پ ن :
آقا سید ، همسایه خونه پدری زمان بچگی م بود
یه تاکسی نارنجی داشت و بعدها با اومدن سمند ،
ماشینشو عوض کرد.
خونه شون روضه زنونه هفتگی بود.
دخترش دو سال از من بزرگتر بود ولی هم بازی بودیم.
یاد اون روزا بخیر ...