ماه رمضون رسماً از امروز در خونه ما کلید خورد.
پارسال چند روز رو توی این ماه ، شمال بودیم و روزه نگرفتیم ؛
چندتا روزه رو قبلا گرفته بودیم و چندتا مونده بود .
صبح ۴ پاشدم و سحری حاضر کردم.
امروز طنازهای ۵ رو تموم کردم و یه مروارید ۶ دوختم.
عصر که گل دختر رو بردم کلاس ، داشتم از خواب می مردم.
ولی تا اومدیم خونه خوابم پرید.
دوست دارم کارای نصفه نیمه م رو تموم کنم
ولی وقتی می رسم خونه تا کارای خونه رو انجام بدم ،
افق مرا به سوی خود میخواند و دیگه جانی برام نمی مونه.
از امشب یحتمل ادامه انیمه امیر ارسلان هم با گل پسر می بینیم.
پیشنهاد بعدیش Kingdom ه.
پ ن :
خسته ام
کاش کسی حال مرا می فهمید ...