رو به حرم ایستادم
دارم به گنبد طلایی که بک گراندش آسمون تیره ی شبه نگاه می کنم
اشک از چشام میاد
دلم نمی خواد از حرم برم
از امام مهربونم تشکر می کنم که اجازه داد بیام پابوسش
دوست دارم بغلش کنم
و میخونم :
یک روز می رسد که در آغوش گیرمت
اصلا بعید نیست ؛ خدا را چه دیده ای ...
پ ن :
رسیدم تا حرم ؛ گویی کسی می گفت در گوشم
بیا ای خسته از دنیا که من باز است آغوشم
#میلاد_حبیبی