امروز روز خیاط بود.
خ.م باقلوا و ز.ش شیرینی خریدند اومدند مزون.
تقریبا از ۶ گذشته بود که کارم تموم شد.
ر.م پیام داد که فردا فلان ساعت وقت ویزیت دکتره.
پ ن : به مناسبت امروز برای خودم حدود ۳ تومن خط کش های حرفه ای خریدم.
پ ن : فردا قراره برم دنبال بابایی و باهم بریم پیش دال.الف.
پ ن : به ر.م گفتم تنهایی روم نمیشه برم
اونم چون خودش نمیتونست بیاد گفت پدرش همراهم بیاد.