مهربانو

طبقه بندی موضوعی

امروز آخرین روزی بود که تهران بودند

از قبل قرار گذاشته بودیم بریم حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام

صبح مامان زنگ زدند

رفتیم اونجا و‌دوتا ماشینی باهم حرکت‌ کردیم

اول رفتیم‌ حرم بی بی شهربانو علیها سلام

بعد‌رفتیم‌ حرم‌  ‌حضرت عبدالعظیم علیه السلام

نماز ظهر رو‌ اونجا‌ بودیم

ناهار هم طبق معمول خیرات مامانجونی بود

بعد‌ از هم جدا شدیم و مامان اینا  با بچه ها رفتن خونه

ما ‌با مهمونا رفتیم میدون امام ‌حسین که برای نوه شون شلوار ارتشی بخرن

و البته پیدا نکردیم چون بچگونه نداشتن

برگشتیم خونه مامان

چایی و میوه خوردیم و اومدیم‌ خونه

خیلی خسته بودم

خوابیدم

 

پ ن : خیلی کار دارم و خیلی فکر و ایده برای کار ...

پ ن : حس می‌کنم شدیدا به همکار نیاز دارم

 

 

مهر بانو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی