تو کربلا یه نفرو برای م معرفی کرده بودند.
طرف گفته بود ما تو محل بهش میگیرم یوسف!
قبل از اینکه برم ببینمش باهاش تلفنی حرف زده بودم
ولی خیلی کنجکاو بودم ببینم چقد خوشگله که بهش میگن یوسف ؛
باهاش قرار گذاشتم و رفتم دیدمش.😒🥴
بنده ی خداست و نمیخوام عیب نقاش کنم ولی اصصصصلن چهره ی زیبایی نداشت
به اونی که معرفی کرده بودم گفتم این همون یوسفه؟
گفت آره
گفتم چهره ش اصلا جذاب نبود
گفت از نظر چهره نگفتم یوسف از نظر برخورد خوبش با دیگران گفتم😐🙄
یه جوری که انگار بقیه ی پیغمبرا بد برخورد میکردن!
خلاصه سر کار بودیم
…
پ ن : یه دعائی ثنائی چیزی که م _ به خوشی و سلامتی _ بره سر خونه زندگیش.
پ ن : وقتی نظر نمیدین چرا میاین میخونین خب؟