گل پسر به دعوت ع.ش رفته بود خونه شون .
گفت : مامان !
عمو ح.
-پدر ع.ش و دوست فوق صمیمی ر.م -
خیلی لِجِنده.
گفتم الکی که نیست ؛
خدا بخاطر صبر زیادش و سختی هایی که تحمل کرد ،
روحش رو بزرگ کرده.
البته که خودش از خدا خواسته بود که فقط قلبش جای خدا بشه
هعی ...
خدا یه بنده هایی داره که حتی نمیشه به حالشون غبطه خورد.
پ ن :
بعد از به دنیا اومدن ع.ش همسر ح بیمار شد ؛
ح خیییلی سختی کشید و بخاطر همسرش
از همه تفریحات و رفت و آمداش زد ...
روزای سختی بود/ هست