مهربانو

طبقه بندی موضوعی

انگشتر و حلقه م رو درآوردم و گذاشتم رو چرخ تا برم وضو بگیرم .

بعد از وضو داشتم جوراب می پوشیدم که

خ.م با لبخند به طرفم اومد و گفت :

خانوم میم!

اومدم انگشترتون رو دستم کنم دیدم انگشتم توش نمی ره.

فکر نمی کردم انگشترتون اندازه من نباشه.

گفتم : 

الان حلقه خودم برام گشاد شده ؛ دستم نمی کنم.

فقط گاه ی تو مهمونیا 

اونم جلوش یه انگشتر دستم می کنم که نیفته.

این حلقه مامانمه که دیگه اندازه ش نیست و 

مال من شده : )

 

پ ن : 

می دونید خاصیت دُرّ نجف چیه دیگه ...؟!

 

 

مهر بانو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی